یاسون؛ ژورنالیست رسمی نشنال جئوگرافیک در حوزه خاورمیانه

درخواست حذف این مطلب

تا به حال دو بار از لقب «خبرنگار ضمیمۀ جوان رو مۀ اسان» استفاده کرده ام. اول، وقتی می خواستم در گروه اشتراک شماره تلفن سلبریتی ها و مسئولان تی عضو شوم و باید خبرنگار یک رسانه رسمی می بودم و بار دیگر، زمانی که می خواستم با مسئول فلان ایستگاه مترو در مورد بدرفتاری ان و علت دستگاه شارژ خ ر کارت مترو چند کلامی حرف بزنم.

امشب در راه برگشت به خانه، به این فکر که احتمالا روزی می آید که خبرنگاری در بخشی از یک رو مۀ محلی، نتواند چندان بزرگ و مهم باشد که بتوانم با فلانی حرف بزنم یا از فلان چیز ع بگیرم یا حتی وارد فلان مکان شوم. تصمیم گرفتم مانند «آ.م»، یکی از بچه های ورودی 95، برای خودم کارت های شناسایی تقلبی تهیه کنم. آ.م، کارش خوب است و همین چند ماه پیش، یکی دو نامه را شخصاً و به نیابت از وزارت علوم تهیه کرده بود. کار سختی نیست. کمی حوصله می خواهد و چند ساعت وقت و یک رفیقِ پرینتر دار که چاپ این قبیل چیزها را زیر سیبیلی رد کند.

حالِ کار با فوتوشاپ را نداشتم. کنارش گذاشتم و پِینت را باز . نزدیک دو ساعت گذشت و کار تقریبا تمام شد. امشب اولین کارت شناسایی جعلی ام را با پینت ساختم! تمیز از آب در آمده. حالا دیگر ژورنالیست بخش خاورمیانۀ نشنال جئوگرافیک هستم! با یک کارت شیک و حرفه ای به رنگ مشکی و زرد که رویش دو بارکد حک شده است. هر با تلفن همراهش می تواند آن ها را اسکن کند. در هر کدام، چند خط اطلاعات در مورد سمت سازمانی، ایمیل با پسوند سازمانی، آدرس سایت رسمی نشنال جئوگرافیک و حتی صفحه شخصی ام در آن نوشته شده است.

تجربه با مزه ای بود. گمانم فردا شب قرار باشد عکاس رسمی ایسنا شوم و شب بعد به عضویت شورای صنفی دانشجویان دربیایم.

.

الصاقیه: به نظر می رسد که نشنال جوگرافیک ژورنالیست بخش خاورمیانه ندارد! درس اول: خودتان را محدود به چارچوب های سازمانی نکنید :)